سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
323
تاريخ ايران ( فارسى )
اسكندر ملتفت شده فورا بسپاهيان خود دستور داد صفوف خودشان را بگشايند و يا بخوابند و تنشان را با سپرها بپوشانند و بالاخره از همين راه غيرمترقبهاى كه پيدا شد كليهء ارابهها رد شده و صدمهء باحدى نرسيد . مقصود اصلى وى عبور از رود دانوب بود كه با نهايت شجاعت قشونش را بدون خطر از جلوى چشم دشمن عبور داد و از اين عمليات دلاورانه تمام طوايف مجاور را از لياقت و مهارت جنگى خود مستحضر و آگاه ساخت . بعد به طرف ايليريه « 1 » عزيمت نمود و در آخر بمقدونيه مراجعت كرد ، در آنوقت رسولانى ( با تحف و هدايا ) از طرف پادشاهان خود بنزد اسكندر آمده خواستار صلح و روابط دوستانه شدند . انهدام تب جنگ ديگر اسكندر از جنگهائيست كه نهتنها از حيث لياقت و شجاعتى كه از خود ابراز نموده اهميت داشته است بلكه مسألهاى هم بر او مسلم گرديد كه نميتواند بر يونانيان اعتماد نمايد ، توضيح آنكه خبر بيونان رسيد كه اسكندر فوت نموده ، قبل از تحقيق صحت و سقم اين خبر مردم تب عموما با آتنيان و ساير يونانيان جمع شده اهل سارد هم به آنها كمك مالى داده يك دفعه شورش كرده و پادگان مقدونيه را محاصره نمودند ، دستهء ديگر يونانى كه بودند ابراز همدردى نموده و ديموستن « 2 » حركت كرده تا هرقدر بتواند اسلحه و مهمات جنگى فراهم كند ولى قبل از آنكه بتواند متحدينى براى خود تهيه كند و يا از جائى كمكى به آنها برسد اسكندر با قشون فاتح خود وارد بوئيتيه « 3 » گرديد ، او در ابتدا شرايط سهل و ملايمى براى صلح پيشنهاد نمود ولى شورشيان احمقانه رد نمودند ، اين بود لشكر مقدونيه با پادگانى كه بودند در كادميا « 4 » ( قلعهء تب ) به لشكريان تب حمله بردند شش هزار تن مقتول و سى هزار تن بلكه عملا تمام مردان سكنه را اسير گرفتند ، صدمه و خسارتى كه باهل تب رسيد نظير همان صدمه و خسارتى بوده است كه آنها در زمان اقتدار خود بساير شهرهاى بوئيتيا وارد كرده بودند ، شهر را باستثناى معابد و عمارت پيندار « 5 » باقى را با خاك يكسان نمودند و سكنه را تمام اسير و استقلال را از تب سلب كردند ،
--> ( 1 ) - IlIyria ( 2 ) - Demosthens ( 3 ) - Boeotia ( 4 ) - Cadmea ( 5 ) - Pindar .